سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 61

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

باشد كه آن اموال از ايشان بازطلبند و پس از آن سلطان ايشانرا تربيت فرمايد و انعام دهد تا منت آن از پادشاه دارند » عوفى ( بگذاشتن ) را كه بيهقى آورده به ( بگذارى ) تغيير داده است و تعبير ( افسوس است ) را نيز اقتباس كرده و از زبان يكى از نوخاستگان براى پس گرفتن مال عذرى به سلطان آموخته است كه مقرون به صلاح و صواب و باعث جلب محبت و علاقهء مردم است . بيهقى اين مطالب اخير را ننوشته و اين مسلما از تصرفات عوفى است . در اين عبارت از جوامع الحكايات : « و اين معنى را به تمويهات در دل سلطان مسعود شيرين گردانيدند و اين معنى را مؤكد كردند بدانكه گفتند : اركان دولت محمودى چون همه آلوده‌اند . . . الخ » نويسنده ( شيرين كردن حديث در دل سلطان ) را كه بيهقى آورده است به ( شيرين گردانيدن ) و ( حديث ) را به ( معنى ) تغيير داده است و اصطلاح ( پدريان ) را كه در بيهقى زياد مىبينم و خاص همان كتاب است به ( اركان دولت محمودى ) تبديل كرده است و اين تصرف مقرون به صواب است چون خوانندهء تاريخ بيهقى به احوال طرفداران محمود و وضع اين اصطلاح به دست نويسنده از همان صفحات نخستين كتاب آشناست اما در جوامع الحكايات اگر چنين اصطلاحى نقل مىشد معنى مقصود متبادر به ذهن نمىبود . در باب آلودگى اركان دولت محمودى كه نمىخواهند مال خورده را پس دهند و نبايد به سخن آنان وقعى گذاشت و با ايشان مشورت كرد طرز بيان عوفى با بيهقى متفاوت است و اين قسمت را با تفصيل بيشترى ذكر كرده ، ضمنا در اين عبارت بيهقى : ( ببستگانى نبايد داد يكسال تا مالى بخزانه باز رسد از لشكر ) ببستگانى را به مواجب و همهء عبارت را بدين جمله ( و مواجب يك ساله از اين مال داده آيد ) تغيير داده است . مقدم بر اين گفته تصرفى روا نداشته و عين اصطلاح تسبيب كردن و برات نوشتن و مستغرق شدن را اقتباس كرده است . اما اين عبارت بيهقى را : ( و تازيكان كه چهل سال است تا مال مىنهند و همگان بنوااند ، و چه كار كرده‌اند كه مالى بدين بزرگى پس ايشان يله بايد كرد ! ) محل اعتنا ندانسته